أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
17
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خورد و اصحابش بيامدند و سوگند خوردند كه : نگفتيم ، خداى تعالى گفت : اين سوگند بدروغ ميخورند و ميدانند خداى تعالى براى ايشان بساخته است و بنهاده عذابى سخت ، بدرستى كه ايشان را بد است آنچه ميكنند سوگند بدروغ ميخورند و سوگندان خود سپر خود ميگردانند و به آن از خود دفع ميكنند تهمت رسول و مؤمنان را و بلا و مكاره از خود باز ميدارند و اسباب و اموال خود را بسوگند حمايت ميكنند و از راه خداى تعالى بميگردند و اعراض ميكنند و ديگران را بميگردانند پس ايشان را باشد به اين فعل كه ميكنند عذابى خوار كنندهء مقرون باستخفاف و اهانت ؛ ايشان را هرگز سود نكند چون به عذاب گرفتار شوند مالهاى ايشان و نه فرزندان ايشان و بفرياد نرسند ايشان را و خلاص ندهند ايشان را ؛ ايشان اهل دوزخاند خالد و جاويد بمانند . [ يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ . اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ ] . خداى تعالى خبر ميدهد از حالت منافقان در آخرت و مقالت ايشان ؛ ميگويد : كه روز كه خداى تعالى منافقان را همه برانگيزد و حشر كند و ايشان را گويد : چرا ايمان نياورديد ؟ - ايشان براى خداى سوگند خورند كه ما مسلمان بودهايم چنان كه براى شما سوگند خورند و اين سوگند براى آن خورند كه پندارند ايشان كه بر دين و مذهب مسلمانى « 1 » بودهاند يا پندارند كه سوگند ايشان را در آخرت نفعى خواهد كرد ؛ بدانيد كه اين منافقان دروغزناناند ميگويند كه : مؤمنيم دروغ ميگويند . اهل قيامت ملجأ باشند به آنكه دروغ نگويند و فعل قبيح نكنند حسن بصرى گفت : كه در قيامت مواقف مختلف باشد در بعضى مواقف چون قبيح را شناسند و دانند ؛ دروغ نگويند و فعل قبيح نكنند ، و در بعضى چون مدهوشان و متحيّران باشند ؛ سخن ايشان چون سخن كودكان باشد ندانند كه چه ميگويند . ابن عبّاس از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه چون روز قيامت باشد منادى ندا كند : اين خصماء اللّه ، خصمان
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بر دينى و مذهبى و مسلمانئى » .